![]() |
![]() |
|
| بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم |
|
سلام. منو ببخشید اگه تا به حال نیومدم هنوز هم برای خودم علامت سواله که کی بیام تو نت.
باری کامپیوترم یه مشکل پیش اومده منو ببخشید .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
*بازم گل کاشت سیاوش جون* شعر دنبال خودت نگرد اثراستاد سیاوش قمیشی . این شعر یکی از ترانه های آلبوم جدید سیاوش قمیشی خواهد بود.
لای برگای کتابا ، دنبال خودت نگرد تو غبارا تو سرابا ، دنبال خودت نگرد گم نکن خودت رو تو دنیای تردید ودروغ زیر آوار نقابا ، دنبال خودت نگرد باورش کن من تازه رو خود خود تویه اون غریبه که عذاب لحظه هات شده ، تویه صورتت برات نقابه ، خودت رو نشون بده اون که تبدیل به هر نقاب میشه خود ، تویه بـنـویـس کـه حــا ل کــردی. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
عکس هایی که در زیر مشاهده می کنید توسط سایت « بی بی سی » از کنسرت آلمان
در شهر کُلن تهیه شده است . این کنسرت در نوروز 1385 برگذار شد و شاید
بزرگترین گرد همایی خوانندگان در نوروز امسال بود . برای دیدن هر کدام از عکس
های زیر در اندازه ی بزرگ ، واقعی و با کیفیتی بهتر روی آن کلیک کنید.
امیدوارم خوشت بیاد ونظر بدی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 6:10 قبل از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
سومین کنسرت سیاوش قمیشی در لندن سومین کنسرتی که سیاوش قمیشی در روال کنسرت های عید برگزار کرد در شهر لندن بود . ( آرمان ) عزیز یکی از خوانندگان و حامیان وبلاگ ما که به این کنسرت بزرگ رفته بود ، اخبار و چند ویدئو از این کنسرت را در اختیار ما قرار داد تا همه ی شما در جریان جزئیات این کنسرت قرار بگیرید . با هم نوشته های او را در این مورد خواهیم خواند : « روزه يکشنبه آخر ماه مارس بود و طبق هماهنگی در اروپا همه کشور ها برای اولين سال با هم ساعت ها رو جلو کشيدند ! و همين امر باعث سر در گميه مردم شد و طبق معمول يکشنبه ها در لندن بعضی از خطهای مترو برای انجام تعميرات کار نمی کنه ! حالا جالب اينجاست که هر دو خط منتهی به محل کنسرت کار نمی کرد و همه اين ها دست به دست هم داد تا عده ای دير برسند يا اصلا کلا نرسند ! سالنی که گرفته بودند سالن همايش بود نه سالنه کنسرت ! صدا خراب بود ! و از همه بد تر اينکه جای رقص نداشت و هر کس مجبور بود سر جاش بشينه ! ۳ نوع بليط داشت ۳۵ پوند ، ۴۵ پوند و ۶۰ پوند . به دليل تموم شدن بليط های ۴۵ پوندی مجبور شدم ۳۵ پوندی بگيرم ، ولی خيلی دور بودم . به نظرم ۱۰۰۰ نفر بيشتر نيومده بودند و صندلی های ۴۵ پوندی ۱۵ در صدش خالی بود ! در قسمته صندلی های ۳۵ پوندی غير از من ۲۰ نفر ديگه هم بودند ! اول کامران و هومن اومدن . من که رسيدم اونا داشتن می خوندن . بعد قاسم گلی اومد با اون لطيفه های خوشگلش آبروی هر چی آدمه رو برد ! بعد نوبت سياوش قميشی رسيد ... با خاطره شروع کرد . مسلط تر از هميشه . صداش به هيچ عنوان نگرفت در صورتی که هميشه صداش می گرفت ! در حين اجرای ميلاد صدای ميکروفن قطع شد !!! سياوش سريع رفت که بگه صدا قطع شده ، يه ۳-۴ دقيقه ای طول کشيد تا صدا وصل شد ولی سياوش عصبی شد و بعد از اون فقط ۴ تا آهنگ خوند و سريع رفت ! در کل ۷ تا آهنگ خوند به مدته ۳۰ دقيقه ! که ۵ دقيقه وسطش صدا قطع بود ! مامور های سالن اصلا اجازه نمی دادن کسی از جاش بلند شه ! شده بود کنسرته آريان تو تهران که نمی ذاشتن کسی جيکش در بياد ! آخر از همه شهره اومد و به برنامه گزار اعتراض کرد . گفت مگه کنسرته داريوشه که يک همچين جايی رو گرفتی ؟ و به خاطر اينکه اعتراض خودش رو کامل تر کنه ، از رو سن اومد پايين ، رفت ميونه مردم و يک آهنگ رو در ميونه مردم اجرا کرد . چون من فاصلم با سن زياد بود عکسی نتونستم بگيرم ولی ۴ تا از آهنگ های سياوش رو فيلم برداری کردم ولی کيفيتش پايينه و کيفيته طريقهء فيلم برداری هم پايينه ، ولی ديدنه اين ويدئو ها خالی از لطف نيست . آهنگ ها به ترتیب اجرا » شامل : پرسه میلاد ( این آهنگ به دلیل قطع صدا کامل اجرا نشد ) پنجره ( از آلبوم روزهای بی خاطره ) عسل بانو با تشکر ازآقا هومن و سایت www.siavash-music.mihanblog.com نمی دونم چقدر دوست دارم وقتی نظر میدی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
گفتگو با سياوش قميشي : روزهای بی خاطره سياوش این محاصبه دقایقی قبل از اجرای کنسرت کلن اتفاق افتاد. قبل از اينکه مصاحبه رو شروع کنيم، می خواستم تا پيام يک سری دختر رو به شما برسونم که در مرکز اميد مهر در تهران هستن. دخترهايی که آسيب اجتماعی ديدن و از خونه فرار کردن. با خيلی از اونها صحبت کردم و همه گفتن که سياوش رو دوست داريم و با آهنگ هاش زندگی می کنيم. اکثر اين دخترهام گروه سنی بين ۱۵ تا ۲۰ سال هستن. منم فکر می کنم همه اين دخترها نازنين هستن و اگر از خونه بيرون زدن، لابد واقعاً به اونجايی رسيده که بايد ميزدن بيرون! و گرنه هيچ آدمی بيرون و سرما رو به خونه اش ترجيح نميده. به هر صورت دم همشون گرم و برقرار باشن. يکی از بچه ها نازيلا می گفت آهنگ خار شما رو دوست داره که در وصف خداست. البته بچه ها فکر می کنن که اين شعرها کار خودتونه، اما در اصل انتخاب اونها کار شماست. درسته؟ بله درسته. شعر اين آهنگ از منصور فردمنشه چند تا کنسرت توی ايام نوروز امسال داشتين؟ خيلی کم. يک بار در دوبی و سه بار هم در اروپا. البته پيشنهاد تعداد کنسرت خيلی بيشتر بود. چرا انقدر کم؟ به خاطر اينکه نمی خوام پشت سر هم بخونم. چون هم خودم خسته ميشم و هم از اين به بعد سعی می کنم بيشتر در شهرهای بزرگ بخونم. از آلبوم جديد، کدوم آهنگ ها رو برای خوندن روی صحنه انتخاب کردين؟ پنجره و ياد من باش آهنگ هايی هستن که امشب توی کنسرت می خونم. شعر آهنگ تصور کن کار يغما گلرويی هست. من حتی بعضی وقت ها زمان معرفی اين آهنگ می گفتم که برداشتی هست از آهنگ Imagine جان لنون. درسته؟ بله. اسمش رو هم به همين خاطر "تصور کن" گذاشتيم و دقيقاً مربوط به همون آهنگ جان لنون ميشه. شما خودتون اين آهنگ رو سفارش دادين؟ تصور کن يکی از کارهای موجود يغما بود که من توی کتاب جديدش خونده بودم. البته خوندن کارهايی مثل تصور کن که تکه های بلند داره و شعر جدی هست، خيلی سخته. ولی در کل با يغما زياد صحبت می کنم و بهش زياد پيشنهاد موضوع برای شعر ميدم. اما خيلی وقت ها خود يغما شعر ميگه، مثل شعری که برای من گفته به خاطر رفتنم از لس آنجلس، اون هم بعد از ۲۸ سال! کجا ميرين؟ آمدم اروپا. فعلاً آلمان هستم ولی قرار نيست جای خاصی بمونم و بيشتر سفر می کنم. ولی محيط لس آنجلس که باهاتون مياد؟ چون شما توی دنيای موسيقی پاپ هستين. اتفاقاً وقتی هم که لس آنجلس بودم، محيط اونجا باهام نبود! چون ديگه معاشرت و رفت و آمد زيادی نداشتم. به هر حال هر کاری يه حوصله ای می خواست که من ديگه نداشتم. ولی در عوض حوصله خيلی چيزهای ديگه رو پيدا کردم! چه چيزهايی؟ موزيک گوش کردن، کلوپ رقص رفتن و حال کردن! لس آنجلس به نظر من شهر بسيار شلوغيه. من می دونستم که بايد از اونجا برم اما بعد از ۲۸ سال اين کار مقدماتی رو می خواست و کار آسونی نبود. البته همه اينها رو تعريف کردم که بگم يغما زمانی که اين موضوع رو شنيد، برام يک شعر گفته که توش ميگه "رفتم از شهر فرشته های زشت ... از آلبوم جديدتون آهنگ پنجره خيلی گل کرد. نظر خودتون چيه؟ آره پنجره رو خودم خيلی دوست دارم. شعر اين آهنگ هم از يغما گلرويی هست. ملودی اين آهنگ رو قبلاً ساخته بودين؟ نه. ملودی تمام آهنگ های آلبوم روزهای بی خاطره رو جديد ساختم. راستی يک آلبوم جديد توی ايران اومده که خواننده اون ادعا می کنه پسر شماست! درسته! شنيدم عکس من رو هم روی جلدش گذاشته! خوب اگه اين کار کمکی بهش می کنه اشکالی نداره! اما نه، ايشون پسر من نيست! سياوش جان، آهنگ گريه کن هم عجيب گرفت. با اينکه حالت خاصی داره چون ما معمولاً ميگيم گريه نکن، اما شما توی اين آهنگ ميگين گريه کن ... بله. گريه قشنگه. گريه سهم دل تنگه، اگر گريه نکنی، چکار کنی؟ چه چيزی توی زندگی شما بوده که اين موضوع رو قبول کردين؟ من موافق گريه کردن هستم، اما خودم به اين نتيجه نرسيده بودم! من هيچ وقت در زندگی از ناراحتی گريه نکردم. ولی بعضی وقت ها احساساتی ميشم و گريه ام ميگيره. آلبوم آخرتون بيشتر يکرنگه و سبک الکترونيکی داره، درسته؟ بله. از ابتدا کارها فرق داشت و بيشتر از سازهای زنده استفاده ميشد. اما کم کم کارها الکترونيک شد. الان تکنولوژی انقدر پيشرفت کرده که صداهای الکترونيک خيلی شبيه صدای سازهای زنده است. البته قراره در آلبوم بعدی از سازهای کلاسيک هم استفاده بکنيم. آلبوم بعدی قراره شامل ۵ تا آهنگ تند باشه که به هم وصله و بعد با يک فاصله کوتاه، ۵ تا آهنگ آروم خواهد داشت که اين آهنگ ها با استفاده از سازهای زنده درست شده. اين آلبوم قراره کی بيرون بياد؟ سعی می کنيم دسامبر بيرون بياد، اما خدا بهمون رحم کنه چون کار زياديه! سياوش جان، درباره دخترهايی که توی ويدئوهای شما هستن بگين. دختری که توی ويدئوی گريه کن هست، يک دختر دو رگه برزيلی و سوئيسيه که توی آمريکا مدل لباسه. در ويدئوی بوسه باد هم يک دختر خانم ايرانی هستن. جالب اينه که همه اين ويدئوها سياه و سفيدن! شما هم معمولاً لباس سياه و سفيد می پوشين. اين ها سليقه خودتونه؟ آره. من به طور کلی چيزهای رنگ و وارنگ و خال خال رو دوست ندارم! چند کلمه هم درباره آهنگ بوسه باد ميگين؟ بوسه باد در آلبوم روزهای بی خاطره آهنگ محبوب خودمه. شعر و ريتم اون رو خيلی دوست دارم. ولی بوسه باد از اون آهنگ هايی بود که ديرتر هضم و فهميده شد. چطوره که کارتون رو با يغما گلرويی ادامه دادين؟ من اگه تعداد کافی شعر از يغما گلرويی داشته باشم، همه آلبوم رو با استفاده از شعرهای اون می خونم. چون کارهای يغما رو دوست دارم. اگر هم می بينين که ترانه سراهای ديگه ای به جز يغما در آلبومم هستن، به اين دليل بوده که کارهايی که من از يغما پسنديدم به اندازه کافی نبوده. بچه ها پرسيدن اگر قرار باشه آهنگی رو به کسی که دوست دارين تقديم کنين، اون آهنگ چيه؟ عسل بانو. با تشکر از مجتبی(هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی). نظر بدی دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
سلام من آمدم ولی با پای شکسته. شرمنده اگه این چند روزه نبودم حقیقت بد شانسی اوردم و تصادف کردم و الان پای راستم شکسته . بعدش هم تا الان نتونستم بشینم پشت کامپیوتر همین الان هم که اومدم خدمتتون با کمک برادرم اومدم. بـبـخـشـیــدم. مصاحبه طپش با قميشی (۲) Ghomayshi s interview at the tapesh chanal . در آپدیتهای قبلی، قسمت اول مصاحبه ی امیر قاسمی با سياوش قميشي را خواندید و شنیدید و طبق قولی که داده بودیم اینک بدون مقدمه چینی قسمت دوم این مصاحبه را در اختیار شما قرار می دهیم تا لذت ببرید. قسمت بعدی این مصاحبه نیز در موقع مناسب در وبلاگ قرار خواهد گرفت: پر خاطره ترین نوروز سياوش قميشي ؟ ندارم. باید برگردم به خیلی بچگی ها که همش فکر پول نو و هی در آوردن و شمردنشون که چند شده و حالا چقدر شده و ماهی قرمزه و... یعنی هیچ خاطره ای نداری از این همه نوروز هایی که سپری شده؟ هیچ وقت؟ خاطره ای که واست بخوام بگم، نه چیز استثنایی نه. شاید استثنائش همون خوندن بلبله. میدونی شبا بلبلا میخونن نزدیک عید که میشه و خیلی بلند و تا چهار پنج صبح و بعد چند جور بلبل داریم. خیلی سریع بگم اگه ندونی جالب، برای اونایی که الان نمیدونن. هر بلبلی که تخم میذاره، پنج تا شش تا تخم میذاره. همه ی تخم هاش بلبل نمیشه. یه دونش بلبل میشه باقیشون میشه سحره. سحره فقط سحر میکنه چه چه نمیزنه. از همه ی بلبل ها هم که چه چه میزنن از تعداد خیلی زیادشون یکی شون میشه هزار دستان. هزار دستان هیچ وقت چه چه هاش تکرار نمیشه. من همین توی لس آنجلس نزدیک خونه ضبط صوت گذاشتم با دور یواش و یه چیزی مثل چهارده ساعت ضبط کردم. از این چهارده ساعت دو، سه ساعتش رو بلبله میخونده. یک دونش شبیه همون یکی نبوده اینا هزار دستانه. بلبل های دیگه pattern میخونن هفت هشت تا باز بر میگردن اولی رو میخونن یا نامرتب میخونن ولی همون هفت هشت تا رو فقط میخونن. هزار دستان هیج وقت خودشو تکرار نمیکنه در تمام عمرش. عید، بهار اینا میان بیرون و اینا میخونن. بلبل خودت داشتی یا اینکه؟ نه توی درختا بعد این ضبط و صوت و گذاشته بودی و ضبط میکردی؟ آها یه بار سعید نوشینفر هم اینو واسه من هم آورده بود، به خدا، صداهای مختلفی بود یه آلبومی داده بود بیرون میخواست صدای بلبلم بذاره توش میگفت میشه تو آگهی این صدا رو هم بذاری الان که داری میگی یادم افتاده. بلبل خیلی قشنگ میخونه خیلی قشنگ ولی جالب بود این داستانی که گفتی خیلی جالب بود بسیار عالی. خوب از زندگی سیاوش قمیشی همیشه سوال کردیم که زندگی سياوش قميشي 60 سالش گذشته ان شاالله که 60 سال دیگه هم تو راه هستش این 60 سال بعدی به چه صورت میره جلو؟ در خلوت با دوستان؟ ان شاالله که 60 سال نباشه طولانیه من همیشه فکر میکنم که اگر بشر نمیمرد خودش خودش رو می گشت چقدر دیگه؟ چقدر؟ چکار میشه کرد؟ بشر زمینی بیشتر از زمینی بودن کار دیگه ای نمیتونه بکنه. حالا البته هوایی هم داریم، گاهی اوقات میرن بالا! ولی کلا کارا محدوده و معدوده اینه که 60 سال نه ان شاالله چندین سال دیگه در آینده خوب، کتاب، کتاب، کتاب. موزيک گوش کردن. من هنوز زوری سه چهار ساعت موزيک گوش میکنم. ببینم بقیه چکار میکنن. یکی دو ساعت پیانو میزنم. خوب دیگه کتاب میخونم. بعد گربه ای دارم که باز گفتم اسمش موسوله هنوز هم دارم حالا میاد پیشم مسئله اینه که گربه و سگ و اینا از روی آی که بخوان رد بشن مملکت بعدی باید برن قرنطینه یه شش هفته و نمیخوام گربه بره اونجا توی قرنطینه خلاصه گربه ای و کتابی و پیانویی و چایی و چایی های بعد از ظهر و به خصوص هوا ابر باشه غروب ها هم ابر زیاده غروبها همش بعد از ظهره! بله چرا نباشه من عادت دارم من اون چهارده سال لندن منو عادت داد به بعد از ظهر و چایی و... سیاوش قميشی عشق رو چه طوری نشون میده به کسی که دوست داره؟ چه میدونم دائم قربون صدقش میرم. دوست دارم ابرازش کنم. دوست دارم بگم که خیلی دوسش دارم. چی مثلا؟ چه میدونم خوب مثلا مواظبت کردن. تهیه کردن چیزهایی که خوشحالش می کنه، خندوندنش همون لبخند زدنش. هر کاری که خوشحالش میکنه هر چیزی که دوست داره داشته باشه و خوشحالش می کنه این کارا از دست من بر میاد. عشقمو نشون میدم. یعنی عشقمو نشون بدم که اینجوری فکر میکنم نشون بدم ولی این کارا رو میکنم که خوشحالش کنم که خودم خوشحال شم ضمنا. مثلا چجوری میگی؟! مثلا قربون شکل ماهت برم؟ آره آره قربون شکل ماهت، عزیزم نازنین؟ بعد یک سری چیزا مثلا صحبت هایی میکنی که نرمال نباشه یا آدم معمولی اون قربون صدقه رو نره؟ مثلا قربون گوشت برم؟! قربون گوشت برم؟ ممکنه اگه چشم کسی خیلی خوشگل باشه بگم قربون چشای خوشگلت برم اونم حتما نمیخواد girl friend باشه یا زنم باشه یا نمیدونم... نه دوستای من وقتی که خیلی دوستشون دارم، اون معدوده ... وقتی مثلا زنگ میزنن میگن فلانی میگن سلام، میگم سلام به روی ماهت. اونایی رو که دوست دارم. دوست دارم ابراز کردن، دوست دارم گفتن، زبونی جونی؟ جونی OH yes ( خنده ) خوب سیاوش عزیزم زیبایی رو در زن در چیش می بینی؟ در زیبائش و وهله ی اول و بعد زیبایی درونیش. من خپ خیلی زیبایی رو دوست دارم . چشم، ابرو، اندام زیبا چی بیشتر تو رو جذب خودت میکنه؟ همه چی... قدر مسلم هر آدمی به هر آدمی نگاه میکنه اول به صورتش نگاه میکنه. صورت هم یعنی چشما و دماغ و دهن و لب و مو اینها، اندام، هر چیز قشنگی... درخت قشنگ، ماشین قشنگ، گربه ی قشنگ. زیبایی خیلی زیباست و من دوست دارم خیلی زیاد زیبایی رو یک لغت دیگه هستش بین صحبت مون میگن شما به چه چیزی حساسیت دارین؟ چی رو می پسندی یا چی تو رو جذبت میکنه یا دورت میکنه از یک آدم؟ صد در صد، صد در صد، راستی و درستیش و من خودم تمام سعیمو در چندین سال اخیر کردم که دروغ نگم، حتی دروغ های مصلحتی، دروغ نگم و دروغ خیلی اذیتم میکنه. دروغ باعث میشه تمام تصورم و تصویرم از اون آدمی که دوستش دارم بهم میریزه خوب، حالا از اون کسی که دوستش داری، گفتی از زیبایی هستش. بعضی ها مثلا دوست دارن میگن آقا ما انگشت های دست اگر زیبا نباشه من خوشم نمیاد یکی میگه آقا گوشش بزرگ باشه من دوست ندارم، طرف دیگه ممکنه بگه آقا من دوماغو دوست ندارم، یا اگر ابروهاش باریک باشه یا اگه ابروهاش کلفت باشه. سياوش قميشي تو این مسئله چطوره؟ دندوناش و دهن اون آدم واسه من، هم مرد هم زن دندونها؟ که دوندونها مرتب باشه، سفید باشه، خوب باشه، لثه هاش صورتی باشه اگر همه چی زیبا باشه بعد وقتی میگه سلام لثه هاش سیاه باشه. تمام، سیاهم نمیخواد باشه ( خنده ) این پس مهمه؟ دندان و لثه؟ آره دندون و دهن سیاوش قمیشی آدمه وسواسیه؟ خیلی، مرض در حد مرض اون کسی رو که دوست داره که دندان زیبایی هم داشته دهان زیبایی هم داشته اگه از یه لیوان آب بخوره آیا شما اون لیوان رو برمیداری ازش آب بخوری؟ کدوم آدم بخوره ؟ اون شخصی که دوستش داری؟ چجوری دوستش دارم ؟ شما چه جوری دوست داری؟ آها ، آدمی که باهاش زندگی می کنم اگر زن باشه بله از لیوانش میخورم. قاعدتا از لیوان دوستام هم نمیخورم . نمیخوری ؟ نه هیچکدوم ؟ نه هیچ لیوانی ؟ مگه پیش بیاد از تشنگی دارم میمیرم لیوان کسی باشه دیگه مجبور باشم بخورم، بله ولی نه دوست ندارم مطمئنی ؟ آره چطور مگه ؟ ( خنده ) میخوای مچمو بگیری ؟ ( خنده ) آره ، داشتی ، داشتی . خوردم ؟ تو دوبی من و شما با هم دیگه بدویم بعد گفتی علی این لیوان توئه؟ گفتم آره بعد یه... علی منو تو با هم خیلی صمیمی هستیم آخه تو گفتی هیچ کس ؟ خوب هیچ کس گفتم که اون احیانا اگه زن باشه خصوصا زن... چون فقط فکر میکردم داری اون جوری داری با من حرف میزنی چون تو یه tendency داری همیشه میری تو این مسائل ( خنده ) من یه قولی دادم ( خنده ) . میدونم من و تو مردم هم احیانا میدونن تو مصاحبه من و تو با اینکه زمان خیلی زیادی با هم سر نمی کنیم در مدت روزانه و هفته و اینا ولی اون quality time که به هم دیگه هستیم ما خیلی صمیمی هستیم بقیه هم میدونن صد در صد . اخلاقامون خیلی نزدیکن . برای اینکه میدونم آدم تمیزی هستی. من لباساتو دیدم، لباس پوشیدنتو دیدم، چشمدونتو دیدم، غذا خوردنتو دیدم، اینه اگر نمیخورم با مردم، لیوان و اینها رو به خاطر اینه که نمیدونم چه جورین و آخه نمیشه... همیشه یه نفری باید با سیاوش قمیشی باشه که این از سیاوش مراقبت کنه چون سیاوش این مسئله و این و pampering رو دوست میداره ( در این لحظه سیاوش قمیشی زیر ناخنش رو نگاه میکنه ) . بله آیا اون نفر با سياوش قميشي به انگلستان کوچ میکنه یا به دوسلدورف یا به هر جای دیگه که او بره؟ در این مقطع زمانی که صحبت داریم میکنیم معلوم نیست هیچی و من دوست دارم آدمی باشه که خیلی نزدیکم باشه و خیلی دوستش داشته باشم اما اگر نه اصلا مسئله ای نیست که یه پرستار استخدام کنم ماهی یه مقداری بدم بیاد کارامو انجام بده مواظبم باشه غذامو بده اگه لازم باشه و بره اگه پولش خوب باشه من حاضرما ؟ خیلی ممنون ما پول شما رو نداریم که بدیم ( خنده ) میدونم میکنی ولی فی تون خیلی بالاست شما خواهش می کنم در هر صورت خوب این رفتن سیاوش و اینکه آخه آدم میدونی خیلی جالبه شاید ما یه هفته هم دیگرو نبینیم ولی احساس من این هست که دو تا کوچه اون ور تر یا سه تا خیابون اون ور تر سیاوش قمیشی تو خونشه منم تو خونمم و میتونیم پای تلفن گوشی رو برداریم با هم دیگه صحبت کنیم، حرف بزنیم یا هر لحظه که دلمون بخواد همدیگرو ببینیم شاید دو هفته هم همدیگرو نبینیم ولی از روزی که من شنیدم سیاوش داره از لس آنجلس میره خیلی ناراحت شدم یا نمییدوم دلیلش چیه یا یک احساسی بهم دست داد که یکی از دوستای خوب من داره از شهر لس آنجلس میره و حالا ممکنه مثلا دوم ماه نبینمش . همین طوری هم شده دو ماه نبینیم و رفتی سفر و یا رفتی تور ولی این اخساس وجود داره. آیا این حالت برای خودت هم هست یا اینکه حالا نه فقط واسه ی من واسه ی کسایی که تو ان شهر هستن؟ یا انقدر زده شدی از اینجا که میگی بی خیال همه؟ نه بی خیال همه نه بی خیال نود و نه درصد بی خیال نود و نه درصد من رفتم ؟ بله سیاوش ؟ کسی هستش که بهت بگه آقا من ازت آهنگ میخوام و به خاطر احساساتت بگی آقا من از تو خوشم نمیاد یا دوستت ندارم و بهت اهنگ نمیدم؟ یا دوست ندارم و باهات نمیخونم؟ یا بغلت نمی ایستم؟ دومی بله اولی نه آدمی که بگم دوستت ندارم بهت آهنگ نمیدم اگه کارش درست باشه شخصیتش درست باشه صداشم خوب باشه میدم. بابت ایستادن روی یک stage با آدمها تک و توکی مسئله دارم و مسئلم این نیست که من دارم باهاشون. مسئله برام ایجاد کردن و من دارم عکس العمل نشون میدم. تو میدونی من آدم زیاد گزگ بگیر و اینا نیستم ولی عکس العمل نشون میدم اونم نه عکس العمل شدید. دیگه حقمه دیگه یگم نخوام این کارو بکنم نمیکنم. بعد این همه آهنگ سیاوش قمیشی ساخته به خصوص با یکی دو تا خواننده که این آهنگ ها خیلی واسه اون خواننده ها کار کرده و مدتهای بسیار طولانی این آهنگ ها بوده و هنوز هم جاودانه هست بعد می بینیم که آلبوم بعدی سیاوش قمیشی این راه میره اون خواننده هم یه راه دیگه میره. چرا یه کاری که داره انجام میشه یه کاری که داره کار میکنه یه گفته ای و اصلا موفقه و خواننده و مردم و طرفدارای اون اونو دوست دارن همچین اتفاقی هچین سرنوشتی نصیبش میشه ؟ میدونی علی من آدم احساسی هستم خیلی زیاد خیلی زیاد. آره در این مورد یه صحبت های کوچولو تری هم قبلا با هم کرده بودیم. من آدم خیلی احساسی هستم دلم که چرک شه حالم که از آدمی گرفته شه و اینها دیگه باور کن که وقتی میخوام واسش بسازم این دسته دیگه درست نمیره. در نتیجه نه نمیشه. نتیجه هم نخواهد داد من سعیمو کردم. خیلی هم راضی نبودم از کار آخرم و بعد هم میدونی که قراردامون چند تایی بود با اون کمپانی و منم گفتم نمیکنم و کمپانی هم تهدیدی کرد که آقا فلان گفتم هر کاری دلت میخواد برو بکن و نمیکنم و نمیکنی ؟ نه ، الان هم میدونی که دارم واسه یه آدم دیگه ای آلبوم میزنم و تا روز آخری هم که دارم میرم هنوز دارم میرم استودیو کار می کنم و ان شاءالله تمومش می کنم و آلبومش رو هم خیلی دوست دارم : فیروزه . کار میکنم شخصیتشو دوست دارم ، خودشو دوست دارم صداشو دوست دارم اینجوری کار میکنم ولی همون طوری که گفتم حالا شده اینجوری قضیه که خود آدم باید ، از بابت من ، از بابت من تائید شده باشه حالا ممکنه من غلط تائید میکنم ولی باز من باید تائید کنم . که بتونم این کارو بکنم یعنی ممکنه اون آدم تائید شده باشه در تمام جوامع بین الملی و تا این حد و همه ی جای دیگه . من برای خودم دارم تصمیم می گیرم . من باید دوستش داشته باشم که بتونم یعنی اون علاقه ی خود اون باعث میشه که من کارم رو انجام بدم و در مورد اون آدمی که داریم صحبت میکنیم متاسفانه وجود نداره . پس اگر هم خوبم بخونه ، خیلی هم خوب بخونه اگر دل سیاوش دلخور بشه ازش و دلگیر بشه طرفش نمیره . شخصیت هنری یا شخصیت اجتماعی ؟ شخصیت هنری . به شخصیت اجتماعی کسی هم کار داری ؟ نه زیاد میشه فضولی به من مربوط نیست اونا خودش میدونه و خودش . شخصیت هنری خیلی مسئله ایه که مورد نظر منه بالاخره آهنگ منو داره میبره این ور و اون ور میخونه و باز یکی از دوستانمون آهنگ منو برده بود و با یه خواننده ی دیگه ایه ، خواننده ی آماتور جوونی در آلمان شریک شده بودن آهنگا رو میخوندن : کی اشکاتو پاک میکنه رو و من پیغوم دادم نمیدونم ، که انشاالله بهش رسیده باشه که من اون آهنگ رو به تو امانت دادم و واگذار کردم که تو بخونی با اون صدای قشنگت . تو صاحب اون نیستی که در موردش تصمیم بگیری با هر کسی آماتور و خواننده ای که حتی فالش داره میخونه بری روی روی استیج بزرگ مثل کلن ارنا اینه میشه اجتماعی ؟ نه اینا میشه هنری ناراحت شدی ؟ خیلی زیاد کی اشکاتو پاک میکنه رو ؟ ابی با خواننده ی دیگه ای اونو خونده ؟ با یه خواننده ی دیگه ای به اسم سایه خوندن که ایشون هنوز آلبومی هم احیانا ندارن قراره مثل اینکه بخونن و این آهنگ ، آهنگ ساده ای نیست برای خوندن اون خواننده ای که استیلش به اون خوبی نیست در نتیجه اگر بخوای دارم DVD شو یدم که چه افتضاحی شده و اون اجرای دو صدای اون آهنگ چطور فکر میکنی خواننده ای به این مطرحی و به این محبوبی همچین اشتباهی رو باید بکنه ؟ لابد فکر نمیکنه اشتباه میکنه تا حالا خودت هیچ وقت این کارو کردی ؟ هیچ وقت موقعیت خودتو هیچ وقت به خاطر رفاقت یا به خاطر پول به خطر انداختی ؟ تحت هیچ عنوانی آیا باید از تو اجازه بگیرن تا آهنگی رو که خریداری شده که بخوان با کس دیگه بخونن ؟ علی تو میدونی که قانون copy right میگه مولف و مصنف که شاعر و آهنگساز باشن نه تنظیم کننده . شاعر و آهنگساز تا آخر عمرشون صاحب اثر باقی میمونن حتی اگر بنویسن بگن آقا این مال تو باز قانون کپی رایت میگه نمیتونی بدی این مال توئه این با تو می میره و بعد از تو هم باز میمونه ولی به اسم تو . ما فقط داریم این ملودی رو میدیم به اون خواننده که استفاده کنه با صداش بخونه . برای کنسرتاش و اینا نه اینکه راجبش تصمیم بگیره و ببخشتش و فضل و بخشش کنه بسیار عالی . این مسائل این اتفاقاتی که تو زندگی تو می افته آیا شخصیتی هستی که به خاطر دوستی کارت رو چشم پوشی کنی رو کارت یا اینکه نه اول میگی کارم برام مهمه بعد رفاقتم ؟ نه گاهی اوقات به خاطر دوستی از مسائلی چشم پوشی میکنم یک ساعت پیش کردم ( خنده ) یادمه . حالا یه چیز دیگه میگم پس . امروز بگن سیاوش قمیشی کار ، موسیقی یا یه شخصی توی زندگیت کدوم رو انتخاب میکنی ؟ هیچ وقت هیچ شخصی نمیتونه بالاتر از موسیقی من باشه هیچ کس . من بدون شخص میتونم با موزیکم زندگی کنم بدون موزیکم نمیتونم با هیچ شخصی زندگی کنم . من از شش سالگی که یه مادام اولگایی بود که روس بود و معلم پیانو بود تا حالا به جز موزیک یعنی به جز موزیک چرا یعنی موزیک همیشه جز سازنده و کلی زندگی من بوده . اصلا نمیخوام فکر کنم که اگر نباشه چه جوری میشه . مثلا اگه کر شم نمیدونم زنده میمونم یا نه . البته بتهوون موند اما من بتهوون نیستم ( خنده ) تو این یه چمدون چی بیشتر داری؟ ساعته؟ کفشه؟ کمربنده؟ عینکه؟ نه لباس اصلا خیلی کم ، عینک دارم هفت هشت تا ، ipod دارم ، موزيک دارم یک مقدار زیادی DVD دارم ، یه مقدار زیادی از همین electronics دارم ، چیزایی که همشم بقشون تبدیل میشه به 110 و 220 و... تو زندگی دوست داری چی جمع آوری کنی ؟ مثلا من علاقه ی خیلی زیادی دارم به فیلم ، DVD های مختلف ، فیلم های مختلف . چیزی هستش که ؟ بعضیا علاقه دارن به کلاه ، مثلا به عینک های مختلف . عینک خیلی دوست دارم ، خیلی میرم می شینم ، با یارو عینکیه که شیشش چه رنگ باشه ، برق نزنه روش ، اینجوری باشه ، سبک باشه ، اون جوری باشه ، عینکه ولی باز چیزه ، باز مسئله برمیگرده به موزيک . توی لپ تاپم یه چیزی مثل نزدیک صد و خورده ای گیگابایت موزیکه و من دوست دارم جمع کنم دقیقا مثل تصویرهای تو من اجرای اریک کلپتون رو دارم live در لندن در club فلان ، Recorder استودیوشو دارم ، فرق دارن اینا با هم اینا رو بغل هم می چینم ، در اینجا در اونجا بعد... دوست داری این کارو ؟ خیلی خیلی وقت میذاری واسه این ؟ خیلی زیاد دانلود قسمت دوم مصاحبه ی نوروزی سیاوش قمیشی با شبکه طپش ( صوتی – 2,9 Mb ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 3:44 قبل از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
بررسی موزيک و ترانه تصور کن آهنگ ها و ترانه های استفاده شده توسط قمیشی ( آثار قمیشی ) برای گوش دادن است نه برای شنیدن ! گاهی انسان اثری را می شنود و این شنیدن فقط برای پُر کردن فضا انجام می گیرد ؛ ضبط یا سی دی را روشن می کند آهنگ زبان بسته را به دست آن میسپارد ، خودش به دنبال کارش میرود و با این که آهنگ را می شنود ، توجه خاصی به موزیک و ترانه ندارد . ولی گاهی انسان اثری را گوش می دهد برای اینکه حرفهای آنرا بفهمد ، از آن لذت وجودی ببرد ، آهنگ را برای خود آهنگ و ترانه را برای خود ترانه گوش دهد . باید آثار قمیشی را نیز گوش داد و دقیقا به معانی آن توجه کرد . من این قضیه را با یک مثال خیلی ساده توضیح میدهم ؛ دوستی با اینکه طرفدار قمیشی نبود می گفت : «آهنگ تاک اثر بسیار زیبایی است و خیلی آنرا دوست دارم» . گفتم : به نظرت قمیشی در این آهنگ درباره ی چه چیزی میخواند ؟ او چند لحظه ای صبر کرد و گفت : «نمی دانم» ! وقتی من شرح و توضیح دادم که او دارد از زبان زمین ، زندگی درخت تاک (درخت انگور ) را توصیف می کند ! ! ! به وجد آمد ، رفت آهنگ را پیدا کرد ، گذاشت ، به معنی آن توجه کرد و گفت : حالا می فهمم که این آهنگ خیلی زیبا تر از این چیزی بود که فکر می کردم ! در آلبوم روزهای بی خاطره ترانه ی بسیار زیبایی قرار گرفته که باعث شد علاوه بر قدرت آهنگ سازی قمیشی به دید قوی ، هنری و فکری وی در انتخاب ترانه نیز پی ببریم و آن ترانه ای است به نام «تصور کن» از ترانه سرای اندیشمند یغما گلرویی . ترانه سرایی که ترانه ی زیبای « نقاب » را نیز او سروده است . این ترانه از نظر قافیه ، وزن و ریزه کاریهای ادبی فاقد هر گونه مشکل می باشد و تعادل زبانی در آن به خوبی رعایت شده است . این آهنگ را از نظر ملودی می توان به سه قسمت تقسیم کرد : 1. ملودی شروع و پایان که بسیار ساده اما دل چسب ، با صدای مردم و زنگ دوچرخه همراه است که همانا نشان از زندگی روزمره ، کار ، تلاش و تکاپو است . این ملودی بین بیت چهارم و پنجم نیز تکرار شده است 2. ملودی چهار بیت اول و چهار بیت آخر که عینا مشابه است ، یعنی همان ملودی که برای چهار بیت اول استفاده شده برای چهار بیت آخر نیز استفاده گردیده است . در این ملودی صدای خواننده بسیار آرام و دل نشین وارد می شود ، کشیدگی و قدرت نفوذ صدای او به آرامی تا بیت چهارم بالا میرود و در انتهای بیت چهارم یک فرود کوچک را تجربه می کند 3 . ملودیِ دو بیت میانی که با ملودی چهار بیت اول و آخر کاملا متفاوت است و صدای خواننده در آن همواره در اوج قرار دارد . برای ساخت این موزیک از سبک پاپ ، ریتم 4/4 و 5 آکورد شامل Am , G , Dm , F , E استفاده شده است که در حین بررسی جای آنها را در میان ترانه مشخص خواهم نمود . اینک می خواهیم ببینیم که زوایای پنهانی موجود در ترانه ی «تصور کن» چیست و چرا با اینکه هنوز مدت زیادی از انتشار آلبوم نمی گذرد ، این ترانه در دل مردم جا باز کرده و اکثر کسانی که آلبوم جدید را به طور کامل گوش داده اند از این ترانه به عنوان زیباترین اثر آلبوم یاد می کنند . ( فرض نگارنده از زیباترین اثر قمیشی در آلبوم جدید نظر شخصی نیست بلکه بنا بر میانگین نظر دوستان و نزدیکانی است که این آلبوم را شنیده اند ) در ضمن به نظر شخص نگارنده این اثر قمیشی یکی از آثار او خواهد بود که مثل آهنگ هایی چون «حکایت» ، «تاک» ، «بارون» و «نقاب» جاودانه خواهد شد و حتی کسانی که سیاوش قمیشی خواننده محبوبشان نباشد آنرا در یاد ها نگاه خواهند داشت . گاهی مردم می خواهند که همه چیز برایشان حل شده و به قول معروف « هلو بیا برو تو گلو » باشد . ایشان می خواهند که تک تکِ کلمات و تمامی جملات یک ترانه از قبل برایشان تحلیل ، تفسیر ، خُرد و آماده برای مصرف باشد تا جایی که خود را عوام نامیده ، خواستار این هستند که هیچ کلمه ای خارج از فهم آنها انتخاب نشود ، حتی حاضر نیستند به دنبال چیزی بگردند و در مورد آن تحقیق و تفحص کنند تا چیز جدیدی یاد بگیرند ، بلکه همیشه خواستار این هستند که دانسته های محدود شان در همان حد کوچک باقی بماند . دقیقا به همین علت است که جامعه ی ما در موارد دیگر زندگی بشری نیز همین نوع نگاه را دارد . به طور مثال کشور ما وارد کننده ی تکنولوژی و پیشرفت است ، شخصا هیچ گونه ابتکار عملی ندارد و هیچ تلاشی برای اختراع و یا اکتشاف نمی کند ، یا اگر میکند بسیار محدود و در دست عده ی قلیلی ( خواص ) است . اگر دقیقا موضوع را ارزیابی کنید خواهید دید که کشور ما نفت میفروشد ، علم و دانایی وارد می کند ( کشوری مصرفی و فاقد ابتکار ) . اما این عوام غافل اند که گاهی باید بر روی بعضی چیز ها فکر کرد تا به نتیجه رسید . یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که مردمانمان فکر و اندیشه ی خود را بکار نمی اندازند . این مسئله همواره موضوع بحث و مطالعه ی علوم اجتماعی بوده و هست . این مردم غافل اند که گاهی باید تلاش و کوشش کرد تا سرانجامی با ارزش و نیکو داشت . ترانه ی « تصور کن » علاوه بر اینکه پر معنی ترین ترانه ی استفاده شده در این آلبوم است مستقیما به بهترین و زیباترین ارزش های انسانی اشاره دارد ، هیچ شخص ، مقام ، نژاد ، کس و ناکس را از نظر نمی گذراند ، همه را به دید انسانی آزاد می نگرد و انسان را وادار می کند که در این مورد فکر و اندیشه ی خویش را بکار بیاندازد . چه اشکالی دارد که از این به بعد بفهمید در گذشته انسان ها را توسط سرمه و با ریختن در گلو شکنجه میکردند ؟ آیا از این که چیز جدیدی یاد بگیرید بدتان می آید ؟ حال بد نیست که تک تک ابیات ترانه ی «تصور کن» را مورد بررسی قرار دهیم تا هم نگارنده و هم کسانی که شخصا معنی این ترانه را نمی فهمند با گوشه ی کوچکی از عمق ، معنی و مفهوم آن آشنا شوند . « ( Am ) تصور کن اگه حتی تصور کردنش ( Dm ) سخته / جها ( G ) نی که هر انسانی تو اون خوشبخته ، خوش ( Am ) بخته » ترانه سرا در ابتدای ترانه با آوردن کلمه ی «تصور کن» عملا فکر انسان را به سوی آینده ای امید بخش رهنمون می سازد ، عینا شنونده را بر آن می دارد که از ابتدا گفته های ترانه سرا را در ذهن تداعی کند و هر آنچه را که بعد از این کلمه آورده شده برای خود به تصویر بکشد و فرا تر از آن ، در موضوع فکر و اندیشه نماید (Conceptualize ). در عین حال با آوردن جمله ی « اگه حتی تصور کردنش سخته » تاکید می کند که حتی اگر تصور کردن چنین گفته هایی ( که البته هنوز گفته نشده ) سخت است اما شنونده این کار را انجام دهد . در ادامه ی این مصراع ترانه سرا جملاتی را می آورد که شاید تصور آن در حیطه ی شخصی فرد راحت به نظر برسد اما عملا دور از دسترس است و آن چیزی نیست جز ایجاد خوشبختی ( Wellbeing ) برای هر انسان و بشری . مسلما خوشبختی هدف انسان می باشد و اگر خوب دقت کنیم می بینیم که هر چه حرکت به این سو بیشتر شود نزدیکی به هدف نیز بیشتر صورت گرفته است . اما اگر دقیق تر به این موضوع نگریسته شود معلوم می گردد که تحقق چنین تصوری خواستار پیش زمینه های متعدد اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، فکری و هنری در « تفکر جمعی » جهانی است و تا این تفکر جمعی به یک نقطه ی واحد و مشترک نرسد تحقق آن امکان پذیر نخواهد شد . « ( Am ) جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ار ( Dm) زش نیست / جواب هم صدا (G ) یی ها پلیس زد شو ( Am ) رش نیست » همان طوری که ترانه سرا هدف را خوشبختی همه ی انسان ها می داند ، در این میان سعی می کند موانع این خوشبختی را نیز گوشزد کند و در این میان با یک نو سنجی ، ارزش (Worthiness) ها را از ضد ارزش ها تمیز دهد . می دانیم که در طول سالیان دراز چند عاملی که بیش از دیگر عوامل رسیدن همه ی انسان ها را به خوشبختی مشکل کرده چیزی نبوده و نیست جز رسیدن به پول (Gold) ، مقام و رسیدن به قدرتی که باعث شود یک فرد بیش از دیگر افراد راحت باشد (Authoritarian) . در نتیجه رسیدن به قدرت باعث می شود این به پول رسید گان ، مردمان دیگر را به عنوان عضو های ضعیف و پائین تر جامعه در نظر گیرند و در نهایت خود را برتر از آنها دریابند . از اینجاست که عاملی به نام تبعیض نژادی در بین جوامع ایجاد میگردد . همان طوری که می دانید همیشه کشورهایی که سرمایه و پول بیشتری داشتند خود را برتر از دیگران نامیده و کشورهای فقیر همیشه جزو افراد پست تلقی شده اند . به عنوان مثال می توان توهین سفید پوستان به سیاهان را نام برد و یا می توان از نژادی به نام ژرمن ( آلمانی ) یاد کرد که خود را از همه ی جهان برتر می دانست ( فاشیسم ) و به همین علت قصد داشت تا هر انسانی را که ژرمن نیست از روی کره ی خاکی محو کند و تنها نژاد خودش را به عنوان نژاد برتر تکثیر نماید . وقتی که افراد ، نژاد یا گروهی توسط عده ای جزو گروه پست تقسیم می شوند ، ظالمان از آنها به عنوان افراد فرمانبر سوء استفاده می کنند و یا ایشان را مورد استثمار قرار می دهند ، چون که ذات بشر استقلال طلب و آزادی خواه هست آرام نمی نشینند و برای از بین بردن تبعیض شروع به تلاش و تکاپو می کنند تا نگذارند که عده ای بر آنها فائق آیند . معمولا این همبستگی در حکومت های دیکتاتور با زور و اسلحه جواب داده می شود ، از این انسان هایی که هدفشان احقاق حق است به عنوان «شورشی» نام برده می شود و در نتیجه به پلیسی که علیه ایشان به کار گرفته می شود «پلیس ضد شورش» گویند . در این حالت می گویند «حکومت نظامی» (Police state) شده است . « ( Am ) نه بمب هسته ای ( G )داره نه بمب افکن نه خم ( Am )پاره / دیگه هیچ بچه ای ( G ) پاشو روی مین جا نمی ( Am )ذاره » همه می دانیم که چنین سلاح هایی با قدرت تخریب فوق العاده ای که دارند جز کشت و کشتار و قتل عام مردم بی گناه چیزی به دنبال نخواهند داشت . حتی اگر این سلاح ها به بهانه آزادی بکار روند هیچ ثمره ای جز حمله و تصرف حقوق دیگران ، کشتن مردم و بد بختی انسان ها نخواهند داشت . منظور از «جا گذاشتن پا بر روی مین» از دست دادن مجموعه ای از نیازهایی حیاتی و ارزش های انسانی است که باعث می شود فرد یا جامعه ای یک عمر بدون این نیازهای حیاتی به ادامه ی زندگی بپردازد . با نگاهی به آمار می توان دریافت در اکثر کشورهایی که جنگ صورت گرفته برای مدتی مشکلات زیاد و ابتدایی زندگی بوجود آمده و گاه در پروسه ی حرکت رو به جلوی آنها خلل های جبران ناپذیری ایجاد شده است. « ( Am ) همه آزاده آ ( G )زادن ، همه بی درد بی ( F) دردن ، تو روزنامه نمی( G )خونی نهنگ ها خود کشی ( Am ) کردن » ترانه سرا در مصراع اولِ این بیت برای تکیه بر روی دو کلمه ی «آزادی» (Democracy ) (یکی از ارزش های اصیل انسانی) و «بی درد بودن» (یکی از اهداف غائی انسان) آنها را دو بار تکرار کرده و با آوردن کلمه ی «همه» (All) نشان می دهد که هیچ استثنایی برای هیچ کس قائل نیست بلکه خواهان آزادی همه ی آحاد بشر است . او صحیح فکر می کند چون اگر قرار باشد عده ای که اکنون مورد استثمار و زور قرار می گیرند ، پیروز شوند و آنهایی که زور می گویند شکست بخورند . این چیزی نیست جز عوض شدن دو گروه در دو طبقه که باعث می شود از این پس آنهایی که زور می شنیدند اکنون زور بگویند و آنها که زور می گفتند اکنون زور بشنوند . درست این است که همه برابر و یکسان شوند نه اینکه عده ای بر دیگری پیروز شوند و فقط جایگاه تغییر یابد . ترانه سرا در مصراع دوم ، خودکشی (Self Murder ) کردن نهنگ ها را در پی کلمه ی « بی درد » بودن ، می آورد و قضیه را بسیار زیبا و البته دراماتیک به تصویر می کشد . خودکشی نهنگ ها هر چند سالی در اخبار و روزنامه ها شنیده می شود که عده ای از نهنگ ها به صورت دسته جمعی خود را به ساحل می زنند ، از آب خارج شده و در معرض خشکی قرار می گیرند . هر بار خبرنگاران زیادی این موضوع را پوشش می دهند ، افراد زیادی هم برای تماشای این صحنه به سواحل می روند و عده ای هم برای کمک به نجات نهنگ ها می شتابند که در نهایت تنها تعداد بسیار قلیلی از این نهنگ ها نجات می یابند و اکثر آنها تلف می شوند . جالب اینجاست که دانشمندان ، محققین و زیست شناسان زیادی برای کشف علت این خودکشی دسته جمعی مطالعه می کنند و با اینکه علم تا این حد پیشرفت کرده اما هنوز مشکل ، درد و یا علت اصلی این خودکشی را پیدا نکرده اند . در این شعر هم منظور از «خودکشی نهنگ ها» ، از بین رفتن انسان ها به علت های نا شناخته یا بسیار پیچیده ی روانشناسی مثل خودکشی ها ، دگر کشی ها ، فرزند کشی ها و یا دیگر موضوعاتی است که اکنون به ذهن نگارنده نمی رسد و گاه در جوامعی صورت می گیرد که هیچ سختی مادی و یا مشکلات عادی در زندگی آنها وجود ندارد . « ( E )جهانی رو تصور کن بدون نفرت و ( F )باروت / ( E ) بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و ( F ) تابوت » بعد از اینکه ترانه سرا در بیت های قبل به وجود آمدن دو طبقه ی زور گو و تحت زور را به نمایش می کشد ، در این بیت سعی می کند مشکلاتی را نشان دهد که در اثر این تقسیم قدرت صورت می گیرد . نکاتی که در مقوله ی جامعه شناسی جای می گیرد . مثل ایجاد نفرت (Despise ) که در هر دو طبقه ی جدا شده نسبت به هم ایجاد می شود و یا وحشت (Fear ) که معمولا در طبقه ی تحت زور نسبت به طبقه ی زور گو ایجاد می شود و باعث میگردد توده ی مردم در طول زندگی هیچگاه آرامش خویش را باز نیابند همیشه با یک فشار و استرس درونی همراه و زندگی برایشان سخت باشد. منظور از «جهانی بدون تابوت » ، نمردن نیست چون خواه نا خواه هر انسانی روزی می میمرد و این موضوع قابل تغییر نیست . منظور از «باروت» مقابله ی دو طبقه ی زور گو و تحت زور است که به صورت استثمار و بیگاری از طبقه ی ضعیف ( مانند استفاده از بردگان در ساخت اهرام ثلاثه مصر ) و یا به صورت مبارزه ی جنگی ( مانند جنگ های جهانی ) انجام می پذیرد و منظور از «تابوت» نتیجه ی این استثمار و جنگ و دشمنی است که به کشته شدن ، مردن و دفن کردن ختم می شود . در اینجا ترانه سرا خواهان جهانی خالی از مرگ بر اثر جنگ و زور گویی است . « ( G )جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آ ( Am ) زادی / لبالب از گل و ( G ) بوسه ، پر از تکرار آ ( Am )بادی » ترانه سرا بجای آن چیزهایی که زشت می پندارد ، جایگزین ارائه می دهد . می گوید که به جای این زور گویی و مبارزه و زشتی و بدی ، ارزش های والای انسانی و برابری و برادری و آزادی و بی دردی و خوبی و نیکی و آرامش و زیبایی و حرکت به سوی خوشبختی و آبادی را در ذهن تصور کنید . « ( Am ) تصور کن اگه حتی تصور کردنش ( Dm )جرمه / اگه ( G ) با بردن اسمش گلو پر میشه از ( Am ) سرمه » ترانه سرا در این بیت به مقوله ی دیگری می پردازد که بررسی آن نیاز به بررسی دیدگاه های مختلف فلسفی دارد . او به تناقض موجود در حرکت و تلاش به سوی آزادی و قانون اشاره می کند . قانون آزادی را محدود می کند و می گوید که « این کار بکن و آن کار را نکن » ، چیزی که مخالف قانون باشد جرم (Delict )تلقی میشود و وقتی جرمی انجام می شود مجازات هم دارد . گاهی حرکت به سوی آزادی با قوانین موجود در تضاد است و در نتیجه جرمی است که مجازات و تاوان دارد . ترانه سرا می گوید که برای رسیدن به هر یک از این زیبایی ها باید تاوان داد و هزینه کرد ، حتی این هزینه ممکن است از مال یا حتی بیشتر یعنی از جان باشد تا جایی که از شکنجه و ریختن سرمه در گلو یاد می کند . لازم به ذکر است در گذشته سرمه به گلوی شاعرانی می ریختند که شعر آنها با نظر حکام آن زمان جور در نمی آمد تا آنها را با این کار تنبیه کنند ! « ( Am ) تصور کن جهانی رو که توش زندان یه اف (Dm )سانست / تمام جنگای ( G )دنیا شدن مشمول آ ( Am ) تش بس/ ( Am ) کسی آقای عا ( G ) لم نیست برابر با همن ( Am ) مردم / دیگه سهم هر ان ( G ) سانه تن هر دونه ی ( Am ) گندم » معلوم می شود که وقتی گفته های قبلی ترانه سرا تحقق پیدا کند و همه ی مردم با هم برابر ، خوب ، مهربان و در یک کلام انسان باشند ، دیگر کسی برتر از دیگری نخواهد بود . دیگر کسی به کسی تجاوز نمیکند تا زندانی بشود ، یا جنگی صورت بگیرد و همه به یک اندازه از خوشبختی استفاده می کنند . در این بیت ترانه سرا به زیبایی تفاوت بین خوشبختی غیر قابل دسترس و خوشبختی حقیقی را معلوم می کند به طوری که از « دانه ی گندم » به عنوان چکیده ی خوشبختی صحبت می کند ، از «خوشبختی موجود» حرف می زند ، از «خوشبختی واقعی» یعنی همان چیزی که در دسترس می باشد مثلا از زندگی در یک خانه با آرامش ، برابری و کار و تلاش برای بدست آوردن این زندگی می گوید نه چیزی از فراتر مثل کاخ ، پول فراوان و یا تجملات و داشتن بهترین ها زیرا که اینها خوشبختی غیر واقعی هستند. « ( Am ) بدون مرز و مح ( G )دوده وطن یعنی همه ( F ) دنیا / تصور کن تو می( G ) تونی بشی تعبیر این ( Am ) رویا » اوج زیبایی ترانه در این بیت خلاصه می شود و فلسفه ی معروف «جهان وطنی» و نبودِ و مرز و محدوده (Wall) که معنی فراتر از یکی دو جمله را دارا ست در آن نماد پیدا می کند . در این مورد کتاب ها و نظریات گسترده ای وجود دارد . نگارنده آنرا جزو برترین تفکر اجتماعی جای می دهد که تمامی جدا کننده ها ، موانع و سد ها را بر میدارد و همه را به عنوان یک انسان واحد و برابر در نظر می گیرد . سر انجام ترانه سرا به زیبایی و با جمله ای تضاد آفرین می گوید که هر انسانی می تواند تعبیر این رویا باشد . او خود اذعان میدارد که این گفته ها رویا و یا به عبارتی دست نیافتنی هستند اما ذکر می کند که باید در راه رسیدن به آن تلاش صورت پذیرد با اینکه ممکن است هیچ گاه به این هدف دست یافته نشود . علت وجود تضاد در این جمله این است که وقتی این رویا تعبیر شود ، دیگر رویا نیست بلکه یک حقیقت خواهد بود . ترانه سرا با این جمله خواهان آن است که شنونده به جای تمامی کلمه های «تصور کن» که در ترانه ی او موجود است ، تلاش ، کوشش ، جدیت و همت را جایگزین کند و این طور نباشد که این رویا را سهل انگارد ، او می گوید حال که تو این ترانه را شنیدی و دلت می خواهد که این آرزو تحقق یابد ( حتی اگر تحقق نیابد ) وظیفه ای به دوش داری : وظیفه ی تو این است که برای آزادی و برابری در هر زمان و هر مکانی تلاش کنی . نگارنده نمی داند آیا کسانی که وضعیت موسیقی و معنی و مفهوم این ترانه را درک نکرده بودند ؛ با توضیح و تفسیر آن ، هنوز هم بر عدم درک خود تاکید دارند یا خیر ؟ اما بدانید که این ترانه به زیبا ترین و اصیل ترین ارزشهای دست چین شده ی انسانی اشاره دارد و دارای ملودی بسیار همگن و فراز و فرود های مناسب است . کسانی که آنرا بی معنی ، تکراری ( گرچه مشابه و تکرار گفته های آن در هیچ ترانه ی خوانده شده ای دید نمی شود ) و یا فاقد زیبایی می دانند ، باید آگاه شوند که فکر خود را به کار نیانداخته اند و معنی آزادی ، برابری و خوشبختی را نمی دانند که در این صورت به ایشان توصیه می نمایم کتابهای مربوط به علوم اجتماعی را مطالعه و در مورد آنها اندیشه کنند که این گفته ها پایه ی انسانیت هستند . در صورتی که کتابهای علوم اجتماعی را هم نمی فهمند و برایشان ثقیل است به کتابهای ادبیات و یا اجتماعی اول تا سوم راهنمایی رجوع کنند شاید چیزی دستگیرشان شد ! باور کنید این درست نیست که انسان فقط به دنبال امور روزمره باشد ؛ کار کند تا بخورد ، بخورد تا بخوابد ، بخوابد تا کار کند و بعد هم بمیرد بدون اینکه هیچ نتیجه ای در زندگی خود داشته باشد . یک مقدار یاد گرفتن و فکر کردن هم مفید است « ز گهوراه تا گور دانش بجوی » . یا شاید مخالفان این ترانه در کل با چنین ارزش هایی ( آزادی ، برابری ، برادری ، خوشبختی ، صلح طلبی و ... ) مخالف هستند که در این صورت حسابشان جد است و ما را با آنها کاری نیست. در ضمن از کسانی که ادعای شناخت و دانایی در زمینه ی موسیقی را دارند خواستارم اشتباهی را که خودم از روی عمد در قسمتی از بررسی موسیقی قمیشی قرار دادم پیدا کنند ! می خواهم ببینم آیا این کسانی که این چنین فیلسوفانه به اشکال گیری می پردازند اصلا می دانند پایه ی موسیقی چیست یا اینکه طبق معمول فقط می خواهند حرفی زده باشند ؟ اینجا فرق بین کسانی که ادعای نامربوط می کنند با یک منتقد واقعی معلوم میگردد . نویسنده: هومن با تشکر از سایت www.siavash-music.mihanblog.com نظر ندی نامردیه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 3:56 قبل از ظهر توسط حسن زارع |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نام : استاد سیاوش قمیشی
متولد: ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره: اهواز ش.ش: ۱۷۳ نویسنده: حسن زارع |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مرداد 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 |
|
RSS
|